تبليغاتX
چند تکه پوست پلاسیده پرتقال روی میز

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب بلاگ وب

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر




144 - متاسفم برات(2)


بین عرضه کردن تن و تفویض کردن تن تفاوت فاحشی است.

پ.ن:فقط یک تن سودا می کند.


نوشته شده توسط saeid در یکشنبه 9 بهمن1390

143 - هما در برزخ

از شب یلدا که مامانی حالش بد شد دیگه به شرایط عادی برنگشت.دکترا هم چیزی رو تشخیص ندادند.احتمال های سرطان،سکته قلبی و حمله مجدد آسم همگی رد شدند.به اندازه کافی پیر هست.قبلا هم مریض می شد ولی نه اینطوری که حالا شده.هممون میدونیم که داره می میره و هممون می دونیم که به خاطر کهولت سنه نه هیچ چیز دیگه.دیگه موقعشه.

بابایی خودش مریض نیست.بیشتر اوقات هم به غیر از درد زانو که مال گذشته های خیلی دوره از درد دیگه ای گله نداره.تا اونجایی هم که من یادم میاد همیشه زانوش رو چرب می کرد و یه باند صورتی رنگ رو دورش می بست.اما وقتی مامانی خوب نباشه بابایی هم دیگه خوب نیست.بیشتر سیگار میکشه.از سرجاش بلند نمیشه و گاهی اوقات حتی خودش رو به انواع و اقسام مریضی ها میزنه.بد خلقی و زبونِ تندِ دائمش هم بدتر و تندتر میشه.

بعد از وخیم شدن حال مامانی و بعد از این که دکتر سالک گفت امیدی به بهبودی نداشته باشید خونه بابایی به برزخ تبدیل شده-فاصله ای بین این دنیا و دنیای دیگه.قبلا که بابایی توانایی راه رفتن داشت می رفت توی حیاط،صندلی فلزیش رو برمی داشت و سیگارِ همایی که بیش از 50ساله میکشه رو می کشید.ولی حالا دیگه اینطوری نیست.میره توی آشپزخونه.پنجره‌ی رو به باغ رو باز میکنه.روی صندلی میشینه و تا اونجایی که بتونه و به سرفه نیافته سیگار می کشه.

قبلا عموهام جلوی بابایی سیگار نمی کشیدند.جلوی بابام هم سیگار نمی کشیدند.هرچی باشه بین همه برادرا یک پاکی خاصی داشت که جلوی اینکار رو می گرفت.الان ولی کسی به این چیزها اهمیت نمی ده.همه یعنی 4 عمو و 2 پسرعمه  و یک پسرعمو جمع میشند توی آشپزخونه.دریچه‌ی ‌رو به باغ رو باز می کنند.با انواع سیگارهاشون دودهای مختلفی تولید می کنند و منتظر مرگ می شند.مرگی که با سختی همراهه.

خانه پدربزگ برزخ شده.هاله ای از مرگ و دود سیگار اونو فراگرفته.قیافه ها همه پریشانه.حرف ها جدی و درباره سختی های زندگی است.بر سر بیماری ، فقر، فشارهای روانی ، کاری و اجتماعی است.این ها جواب تمام "خوبی؟"ها و "چه خبر؟"ها رو نه و خبر بد می کنه.خواب دیدم بارونی از خاشاک و خاکستر می باره.آینده به نظر چیز قشنگی نمیرسه اگه اون چیز بدی که فکر می کنیم نباشه.


نوشته شده توسط saeid در جمعه 7 بهمن1390

142 -

به نظرم هرگونه تلاش برای لاس زدن تلاشی مذبوحانه خواهد بود.لاس زدن امری است که باید بدون تلاش روی دهد و تمام لذتش به خالی بودنش از هرگونه سختی و پر بودنش از هرگونه تن آسانی است.


نوشته شده توسط saeid در سه شنبه 4 بهمن1390

141 - از همین عاشقانه های معمولی

                                                                

توی این مدت ماهیچه های قلبم بد عادت شده اند.یک وقت هایی دوباره فقط به خاطر تو کار می کنند.نمی دانند که دیگر رفته ای.

پ.ن:میوکارد قلبی تحت تاثیر پیام الکتریکی خود به خودی کار می کند و متاسفانه ارادی نیست.

 


نوشته شده توسط saeid در دوشنبه 3 بهمن1390

140 - سکوت لحظه ای
انگار که کف اقیانوس باشی

برای لحظه ای

تاریکی مطلق

و سکوت


نوشته شده توسط saeid در یکشنبه 2 بهمن1390

139 - love you too honey

درک کردن جزئی از دوست داشتن است.

+خلط مبحث نکن لطفا!بحثم بیشتر سر دوست داشتنه تا خود درک کردن.


نوشته شده توسط saeid در یکشنبه 25 دی1390

138 - it's cloudy now

We are a fucked up generation
It's cloudy now
A fucked up generation
It's cloudy now
We gotta get out of here
It's cloudy now
A fucked up generation

It's cloudy now

 DOWNLOAD IT

    


نوشته شده توسط saeid در چهارشنبه 21 دی1390

مطالب پیشین


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by baz-tanham
Graphic & Edition by : FiREEXiT

Lead by : roboteronic group